انبوهی ها
 
 
معرفی فرهنگ،هنر ،زبان و ادبیات روستای تاریخی انبوه
 
 دامپروری و کوچ نشینی در  روستای تاریخی انبوه(قسمت اول)

شرح زندگی دام پروری در روستای تاریخی انبوه  را از اول بهار و همزمان با پایان زاد و ولد دام که از اسفند ماه شروع می شود آغاز می کنیم .پس از حدود یک ماه الی ۴۰ روز از پس از شروع فصل بهار ،هنگامی که زمین برای چریدن گوسفدان  و بره ها سبز شده باشد دوشیدن دام که تا پیش از آن بره ها و بزغاله تمام شیر را می خوردند آغاز می شود . و کمک بره ها وبزغاله به حدی رسیده اند که بتوانند بخشی از غذای خودشان را از طریق چریدن علف صحرا تامین کنند .این مرحله را در اصطلاح انبوهی «دان » می گویند که وجه تسمیه آن برای من روشن نیست.

با دان شدن مال (گوسفد وبز را انبوهی ها مال می گویند) دام را از محل نگهداری زمستانی شان که نفاط گرمسیری انبوه و معمولا در فاصله های چند کیلومتری روستا است به تدریج به سمت نفاط شمالیتر و ییلاقیتر کوچ می دهند. معمولا هر طایفه وفامیل منطقه گرمسیری خاصی برای نگهداری دامشان در فصل زمستان دارد که به این محل ها اصطلاحا «گاچه»می گویند. با شروع فصل دوشیدن دام زنان روستا هر روز ار محل روستا  به دسته های چند نفری حرکت می کنند ودر ساعت مقرری که چوپان گله را در  محل مشخص  جمع آوری میکند  دام را می دوشند در محل دوشیدن دام که انبوهی ها به آن «بره سر »می گویند زنان روستا در دو ردیف در حالی که ظرف شیر دوشی خود را در داخل چاله ای مستقر کرده اند می نشینند و در وسط این دو ردیف معبری برای عبور دام و نشستن چوپان قرار می دهند . آنگاه بزها و گوسفندان توسط تعدادی از اهالی از معبر مذکور آرام آرام عبور داده می شوند و چوپان که صاحبان همه دام را می شناسد با عبور هر راس دام صاحبش را صدا می زند و خانمی که زن صاحب آن دام هست با شنیدن صدای همسر خود بز یا گوسفند را از چوپان تحویل گرفته و آن را می دوشد  و پس از دوشیدن آن را به سمت بالای بره سر که به آن «جاری بره » که در مقابل آن «جیری بره» یعنی قسمت پائین بره سر می گویند هدایت می کند .

تصویری از بره سر(محل دوشیدن دام )

تصویری دیگر از بره سر در حال دوشیدن دام

به زنانی که برای دوشیدن شیر به بره سر می روند در اصطلاح انبوهی «دانی »و  به عمل آمد و شد آنها از روستا به بره سر و بالعکس «دانه رایی » می گویند.

هنگامی که دوشیده شیر تمام شد بزغاله و بره را به طرف گله می آورند تا  ازمختصر شیری که زنان روستا برای آنها باقی  گذاشته اند تغذیه شوند و پس از  یکساعت از همراهی گله با بزغاله و بره که اصطلاحا «سر مهار »می گویند بره ها  و بزغاله ها را از گله جدا می کنند و هر کدام توسط چوپان مخصوص خودشان برای چریدن به صحرا می روند.تا فردا دوباره در همین مکان مجددا یکدیگر را ملاقات کنند...ادامه دارد

تصویری از یک بزغاله و بز در حالت سر مهار

 پس از جداکردن بره ها و بزغاله از گوسفندان و بزه ها چوپاتن آها را به چرا می برند تا شب دوباره به محل استراحت شان برگرداند که به این عمل «پسدان» می گویند ومحلی را  چوپان گوسفندان را  شب در آنجا می حواباند در اصطلاح انبوهی «ماله گاه»  به معنای محل وجایگاه مال می گویند .

زنان شیرههای دوشیده شده را اصطلاحا «شیرواره»می کنند.شیرواره یعنی اینکه همه ی شیرها را بترتیب تعداد مال (گوسفند وبز) ومیزان شیر افراد ابتدا به کسی می دهند که بیشترین میزان شیر را دارد و میزان شیری که به هر کس می دهند با ظرفهای مخصوصی که بعضا مدرج است اندازه می گیرند و حساب آن را نزد خودشان نگه داری می کنند. پس از دو سه روز یا بیشتر شیر ها را به نفر بعدی می دهند وهرکس پس از دادن بدهی شیر خود به کسی که قبلا از او شیر گرفته است مجددا مقداری به او قرض می دهد  که به این عمل «هوکان» خوردن می گویند

کسی که نوبت جمع کردن شیر با اوست پس از جمع کردن همه ی شیر ها آنها را در ظرف مسی بزرگی که «قزقان» نام دارد می ریزد واز آن شیر ُپنیر و «لور »( نوعی پنیر کم ارزشتر که از ته مانده شیری که از آن پنیر گرفته شده است درست میشود ) به دست می آورد.یادآوری می شود که عمل شیر واره عینا برای شیر گاوها هم در انبوه متداول است.

با دان شدن مال (گوسفند و بز) ابتدا آنها را در مناطق گرمسیر که بزبان محلی «طارم » می گویند می چرانند و به تدریج با گرم شدن هوا ونیز کم شده علوفه آنها را به مناطق ییلاقی تر و کوهستانی می برند وهر روز زنان روستا یا همان دانی ها مجبورند فاصله روستا تا محل دوشیدن مال یا همان بره سر را پیاده طی کنند با کوچ کردن چوپانان به مناطق کوهستانی و ییلاقی اهالی مجبورند همراه گوسفندان کوچ کنند و زندگی موقتی را در خانه های موقتی که در چندین نقطه مناطق ییلااقی دارند و به آنها «کلام » می گوین بنا کنند . این عمل کوچ کردن که به آن «کوچه بار »می گویند با هماهنگی قبلی و با تصمیم بزرگان روستا و با صلاحدید ملاهای روستا که از روی تقویم ایام سعد و قمر در عقرب نبودن را معین  می کنند انجام می گیرد

روز کوچه بار اهالی اسباب و اثاثیه خود را که به اندازه کفاف حداقل معاش باشد و شامل نمد ،لحاف،ظروف آذوقه و..می باشد بر روی چهارپایان حمل می کنند و در حالیکه بچه های کوچک را وسط بار می نشانند و برخی نیز در  دوش و آغوش  پدران و مادرانشان هستند و یا پیاده اند به طرف ییلاق راه می افتند.

قسمت سوم

کوچ نشینی در روستای انبوه از قدیم الایام ۳ مرحله داشت:۱-بهاره کوه ۲-نیاوک ۳- پس کوه

 ۱- بهاره کوه :همانطور که قبلا گفتیم کوچ نشینی در انبوه همراه با تغییرات جوی و کاهش علوفه برای تعلیف دام در مناطق گرمسیری به تدریج به سمت مناطق ییلاقی تر و ارتفاعات صورت می گرفت و روستائیان تا زمانی که علوفه مورد نیاز دام در مراتع پایین تر وجود داشت در همانجا اقامت می کردند اولین محل افامت آنان که از نیمه دوم خرداد شروع می شد در اقامت گاههایی صورت می گرفت که بین روستا و نفاط ییلاقی تر واقه شده است نام عمومی این مناطق اصطلاحا «بهاره کوه»بود چون در بهار انجام می گرفت

۲- نیاوک:پس از توقف یک ماهه در این مناطق روستائیان به آخرین و بلاترین نقطه ییلاقی کوچ می کردند که دشتی سرسبز و بهشت گونه ایی است به نام «نیاوک».ایام اقامت مردم روستای تاریخی انبوه در نیاوک یکی از خاطره انگیز ترین و زیباترین ایام زندگی شان می باشد . زیبایی مناظر آن همراه با مه غلیظی که اکثر روزها از بعد از ظهر تا بامداد فردا فضا را می پوشاند .صدای هی هی چوپان ها در تپه های اطراف آمیخته با نوای زنگ و زنگوله رمه ها،جیک جیک گنجشکان و کبکان ، آب سرد و زلال چشمه ها، فریاد و غریو شادی کودکان  که در دشت و چمن ن بازی می کنند و...لحظات شاد و مسرت آفرین نیاوکند .

از جمله سنتهای مردم انبوه در ایام اقامت در ییلاق نیاوک« شیر جمعه» و «علم واچینی» است.

شیر جمعه نذر شیر گوسفدان برای امامزاده ای است که در بالای تپه ای در روستایی به نام «کمنی» واقع شده است .در ایام اقامت انبوهی ها در نیاوک هر جمعه یک  گروه از گله داران با بردن دام هایشان به کنار امامزاده و پس از طواف دان آنها به دور امامزاده ،شیرشان را در همان محل می دوشند و با پختن شیر برنج ،آن را نذر  امامزاده و صرف زائرین و مسافرین امامزاده می کنند .

یاد آور می شود که این امامزاده به نام امام زاده ابولحسن معروف است که اهالی منطقه او را از فرزندان امام رضا (ع)می دانند. و اینجانب بیش از ۲۰سال پیش در خصوص شجره نامه آن از مرحوم آیت الله مرعشی نجفی که آن زمان در قید حیات بودند استعلام کردم .

 در روزهای پایانی حضور انبوهی ها در نیاوک رسم «علم واچینی » انجام می گیرد. در این سنت دیرینه اهالی از روستا حرکت می کنند و علمی را که شامل چوبی بزرک بوده و پارچه های الوان نذری به آن آویزان است با خود حمل می کنند . صبح روز علم واچینی مردم روستا خود را پاکیزه کرده و زیباترین لباسهای خود را می پوشند و پیاده و سواره  به سمت امامزاده می روند. وپس از زیارت و عزاداری ،علم را عریان  و پارچه های آن را باز می کنند و این عمل که با شور و حال و گریه و زاری همراه بوده سمبلی از افتادن علم علمدار کربلا است . پس از عزاداری هر طایفه و فامیل با مشارکت هم غذایی که معمولا آب گوشت هست  تهیه کرده و  زائران زیادی  را که از روستاها و شهر های دور برای زیارت آمده اند اطعام می کنند.

نکنه زیبا بازار حاشیه این مراسم است که دست فروشان شهر های گیلان در آنجا بر پا می کنند و خانواده ها مقیدند که حتما برای هریک از افراد خانواده شان چیزی بخرند و به بویژه هدیه پسرانی که به تازه گی نامزد کرده اند به عروس خانم  از سنتهای حاشیه ای این روز است .

۳-پس کوه: با  اتمام ایام اقامت در نیاوک مردم روستای انبوه مجدا کوچ به طرف مناطق گرمسیری و در نهایت روستا را آغاز می کنند ودر بین راه مدتی دیگر را در همان مناطقی که هنگام بهاره کوه در آنجا مانده بودند اقامت می کنند که به آن پس کوه می گویند و مدت آن هم خیلی کوتاه است آن گاه بتدریج  دامهایشان را در حاشیه رودخانه منتهی به روستا به سمت محل اقامت گاه اصلی شان که هماه روستای انبوه هست حرکت می دهند و دوباره مانند اوایل بهار زنان روستا یا همان «دانی ها » هر روز به محل معینی که دام در آنجا مسقر می شود می روند و پس از دوشیدن آنها به روستا بر می گردند....ادامه دارد

 |+| نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 12:23  توسط ک-ح-ا  | 
 
  بالا